تبلیغات
جنگ خاموش - ساده انگاری مفرط

ساده انگاری مفرط

نویسنده :مدافع
تاریخ:چهارشنبه 19 تیر 1392-08:59 ق.ظ

ساده انگاری مفرط 
مطلبی رو كه در ادامه میخونید قابل نقد است مطالعه كنید و اگر خواستید نظراتتون رو بنویسید
منبع: وبلاگ آب آتشگون
سخترین قسمت نوشتن یک مطلب برای من شروع آن است ، همیشه برای نوشتن مطلبی بار ها می نویسم و پاک می کنم و در آخر از شروع مطلب ناراضی ام ، برای این مطلب هرچی نوشتم و پاک کردم دیدم نمی توانم مطلب را آن طور که می خواهم شروع کنم ، برای همین قید مقدمه را می زنم و مستقیم می روم سراغ اصل مطلب ، خودتان آخر یک جوری مطلب را در ذهنتان سر هم بندی کنید...

#وقتی حضرت موسی سلام الله علیه به میعاد الهی رفت و امتش را 40 روز تنها گذاشت ، سامری گوساله ای از طلا درست کرد و گفت این همان خدای موسی است و بیایید این را بپرستید ، "فاخرج لهم عجلا جسدا له خوار فقالوا هذا الهکم و اله موسی" بعد که حضرت موسی سلام الله علیه برگشت و قومش را توبیخ کرد آن ها از پرستش گوساله برگشتند و اظهار پشیمانی کردند و  گفتند که فریب سامری را خورده اند ،" قالوا ما اخلفنا موعدک بملکنا و لکنا حملنا اوزارا من زینه القوم فقذفناها فکذالک القی السامری" (یعنی مردم واقعا گمان کردند این گوساله همان خدا ست و با برگشت پیامبرشان فهمیدند که این خدا نیست)

#در جنگ جمل عده ای کنار کشیدند و گفتند ما در جنگ برادر کشی شرکت نمی کنیم ، هر دو طرف جنگ در اشتباه اند ، هم امیر المومنین و ام المومنین...(واقعا نمی خواستند در جنگ برادر کشی شرکت کنند و اختلاف را حرام می دانستند)

عده ای هم مانده بودند باید به کدام طرف ملحق شوند ، یک طرف همسر پیامبر و اصحاب مقربی چون طلحه و زبیر و... یک طرف هم داماد پیامبر و اصحابی مثل عمار و... واقعا باید کدام طرف را گرفت؟(واقعا در حقانیت دو طرف شک داشتند و نسبت به هیچ کدام عنادی نداشتند)

#در جنگ صفین عده ای تا دیدند که قرآن سر نیزه رفت ، کنار کشیدند و گفتند ما با قرآن نمی جنگیم و شد آنچه همه مان شنیدیدم...(این عده فقط حرمت قرآن را حفظ کردند)

#وقتی حضرت مسلم سلام الله علیه خواست در کوفه قیام کند ، سلیمان صرد در قیام شرکت نکرد و عده ای از کوفیان به "نیت اطاعت" به حرف عالم دینی گوش کردند و کنار کشیدند.(کناره گیری شان به خاطر ترس نبود)

#وقتی حضرت رضا سلام الله علیه ولایتعهدی مامون را قبول کرد ، عده ای از شیعیان از امامشان سرخورده شدند و حتی کسانی در صدد قتل امام برآمدند!!! (آن ها واقعا مامون ستیز بودند و این امر را بر سازشکاری امام حمل کردند)

حدود هزار سال بیاییم جلو ،

#زمانی که علما برای تاسیس عدالتخانه قیام کردند ، و مردم با آن ها همراهی کردند ، ناگهان با یک خدعه ی انگلیسی ، هدف جنبش از تاسیس عدالتخانه به تاسیس مجلس مشروطه تغییر کرد و بسیاری با این "گمان که این دو هیچ تفاوتی با هم ندارد"، از مشروطه حمایت کردند ، حتی علمایی مانند مرحوم بهبهانی و طباطبایی و هیچ کس به تذکرات شیخ فضل الله نوری توجه نکرد ؛ ولی چند سال بعد از همان مجلس مشروطه دیکتاتوری رضاخانی ظهور کرد.

#وقتی تجدد وارد ایران شد ، عده ای از روحانیون برای خدمت به دین و جذب جوانان و نخبگان به مذهب ، شروع کردند به اکتشاف مدرنیته در قرآن و مدعی شدند که مسائلی مانند آپولو و ... در قرآن هست. همین گروه بعد ها علاوه بر توجیه مظاهر تمدن غرب با قرآن و حدیث ، نهاد های وارداتی را هم ماست مالی کردند ؛ به تعبیر مرحوم شریعتی :"تحول فقه برحسب نیاز های امروز ، این نیست که سرقفلی و بانک و بیمه و... را در رساله ها طرح کنیم و برایش توجیه شرعی درست کنیم ، نیاز اقتصادی جدید ، طرح فقهی است که با یک زیر بنای اقتصادی مبتنی بر عدالت سازگار باشد و از نظام تولید و توزیع و مصرف تازه ای سخن بگوید.متاسفانه بسیاری از پایگاه دینی ما این واقعیت بسیار ظریف  و حیاتی را تشخیص نداده ، در تلاش برای آشتی دادن ما دنیای مسلمانان با جهان تجدد ، همواره می کوشند تا از طریق آن گونه تطبیق دادن های اعتقادات دینی ما با اختراعات و اکتشافات غربی ، ما را با دشمنان جهانی روشنفکران دنیا آشتی بخشند ! حال آنکه ما به این تطبیق دادن ها از یک سو و به این آشتی کردن ها با دشمنان جهانی خود ، نیازی نداریم که سهل است ، سخت از این ،تشبه و تطبیق نفرت داریم! که به گفته ی فرانتز فانون ما نمی خواهیم از دنیای اسلام یک اروپای دیگر بسازیم ، تجربه ی آمریکا هفت جد بشریت را بس است ، ما می خواهیم با اسلام یک انسان نو خلق کنیم."(آن ها واقعا می خواستند خدمتی به دین بکنند)

#در جریان انقلاب اسلامی بسیاری از علما و روحانیون با نهضت امام خمینی (ره) مخالت کردند با توجیهاتی مانند اینکه "مخالت با تنها شاه شیعه صحیح نیست" ، "ما بابت جان مردم نگرانیم" ، "این حرکت ها به ثمر نمی رسد "و... . بسیاری از این افراد واقعا از روی دلسوزی و خیر خواهی چنین توصیه هایی می کردند.

#در کتاب "رهیافت های اقتصادی اسلام" امام موسی صدر به هنگام نقد سرمایه داری و سوسیالیسم و بیان این مطلب که اسلام نظام اقتصادی مخصوص به خود را دارد خاطره ای به این مضمون مطرح می کنند که در یک اجلاس جهانی اسلامی یکی از علمای لبنان (که سال ها مطالعه ی حدیث و فقه و سیره و... دارد) ، می گفت که ما مسلمانان راستی هستیم (در آن زمان غرب سرمایه داری معروف به راست بود و شرق سوسیالیستی به چپ) من گفتم که دلیل این حرف شما چیست ؟ او هم با شور شوق این آیا را تلاوت کرد که :"و اصحاب الیمین ما اصحاب الیمین-فی سدر مخضود-وطلح منضود -..."!!!

#در جریان انقلاب اسلامی ، گروهی بوجود آمدند تحت عنوان "انجمن حجتیه"؛ گفتمان این دسته این بود که نباید دین با سیاست بیامیزد و برای مقدمه سازی برای ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نباید حکومت تشکیل داد.( آن ها واقعا عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند و علاقه به ظهور حضرت داشتند)

#در انتخابات سال 1384 بسیاری از علما و بزرگان حوزه از آقای هاشمی حمایت کردند ، به دلیل اینکه ایشان ملبس به لباس روحانیت هستند!!! حتی مرحوم مجتبی تهرانی هم به دلیل اینکه خوب نیست یک روحانی در انتخابات شکست بخورد ، از آقای ولایتی خواستند که در انتخابات به نفع آقای هاشمی انصراف دهند.(من که خلوص مرحوم مجتبی تهرانی شک ندارم)

# پس از انتخاب حجت الاسلام روحانی به ریاست جمهوری ، بارها علما و بزرگان این امر را بازگشت مردم به روحانیت و دین قلمداد کردند و از روی لباس آقای روحانی شایستگی ایشان را کشف کردند.

###

اگر بخواهیم این سبک ساده انگاری های مفرط که بارها جریان دین و اسلام از آن متضرر شده اند را بگوییم ، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهیم نوشت ، متاسفانه بسیاری از علما و بزرگانی که باید چشم نافذ امت باشند ، همیشه دچار ساده انگاری بوده اند و با دلایل سست و بی پایه و البته با خلوص دینی در مواضع نادرستی قرار گرفته اند. البته در این امر نباید نقش اطرافیان و اعضای دفتر را نادیده گرفت که متاسفانه معمولا علما در حصر اعضای دفترشان هستند و...

 

[حکومت اسلامی حکومتی است که مردم را از سطحی اندیشی نجات دهد ،

مهمترین نقش هم قطعا بر عهده ی روحانیون است ولی...]

*نامه ی امام به مرحوم منتظری (که با نیت اصلاح امور جامعه مقابل امام ایستاد) عبرت انگیز است ، آنجا که امام علت این اتفاقات را ساده لوحی مرحوم منتظری قلمداد می کنند...

**سوسک شود هرکه بخواهد اسلام بدون روحانیت را ترویج دهد...

***موارد بالا همه فقط در یک امر مشترک بودند و آن هم موضوع ساده انگاری بود ، اگر کسی بگوید که فلانی مرحوم مجتبی تهرانی را با فلان کس مقایسه کرده ، به هیچ وجه او را حلال نخواهم کرد. (البته کسی که بخواهد حرف در بیاورد به روز قیامت اعتقادی ندارد که از پل صراط بترسد)

****بازهم تاکید می کنم قصد مقایسه ی اشخاص را ندارم ، به هیچ وجه...



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://vondalagard.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
My relatives every time say that I am killing my time here
at web, except I know I am getting experience
daily by reading such fastidious posts.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 10:52 ق.ظ
Have you ever thought about including a little bit more than just your articles?

I mean, what you say is valuable and all. But just imagine if you
added some great pictures or video clips to give your posts more,
"pop"! Your content is excellent but with images and clips,
this website could definitely be one of the most beneficial in its field.
Superb blog!
(سید رحمان هاشمی)
جمعه 21 تیر 1392 10:14 ق.ظ
سلام امتی که با 40روز تنها ماندن کافر شدند چگونه باید انتظار داشت که به این سرنوشت شوم و فانی دچار نشود!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر